شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

۱ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است


قرار ساعت هفت و نیم بود زیر تله‌ویزون مقابل حرم حضرت ابالفضل. ساعت شش و بیست دقیقه بود که آمدم نشستم گوشه ای از حرم که کمی دعا بخوانم . تکیه داده بودم به در چوبی و هنوز غرق تماشای زایرین بودم که کتابی آمد جلوی صورتم. سر برگرداندم.پیرزنی عرب بود. حدودا شصت ساله. اشاره کرد زیارت امام عباس را برایم می خوانی؟ گفتم : چشم. شروع کردم به خواندن. وسط های زیارت نامه دیدم چقدر لحنم عربی شده! به السلام علیک یا ابالفضل العباس که رسیدیم دستش را بر سینه گذاشته بود و سرش را پایین انداخته بود و کلمات مرا تکرار می کرد. زیارت نامه که تمام شد، صفحه بعد را نشان داد. زیارت بی بی ام البنین را هم بخوان. خواندم. زیارت عاشورا را هم بخوان. عجب زیارت عاشورای گوارایی شد آن زیارت عاشورا. به پهنای صورت اشک می ریخت این زن...اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.......... 

موقع سلام تمام قد ایستاد و ایستادم و سلام دادیم... تمام که شد تشکر کرد و دعا کرد. جزاک الله خیرا حبیبتی. همان گوشه آرام نشست برای خودش با انگشتان دستش ذکر می گفت. وقتی هم که می خواست برود ، داشتم نماز می خواندم. صبر کرد سلام را که دادم با اشاره دست خداحافظی کرد و رفت. قرآنم را برداشتم که سوره ای بخوانم. اواسط سوره مومن بودم که یکی دیگر صدایم کرد "خانم" نگاه کردم. زن میانسال افغان کتاب دعا را دستش گرفته بود و دنبال زیارت نامه حضرت عباس می گشت. برایش صفحه زیارت نامه را آوردم. گفت میخوانی؟ می ترسم غلط بخوانم. شروع کردم برای او هم. زیارت نامه که تمام شد دیدم ساعت هفت و نیم هم گذشته و بقیه در آن سرمای بیرون منتظرم هستند. رزق زیارت آن نوبت، دو زیارت نامه و یک زیارت عاشورا بود و یک سوره ی مومن نیمه تمام. و یک عالم شوق ازینکه اجازه داده اند زیارت نامه شان را برای زایرینشان بخوانم. اینکه خودت باشی و در خلوتت با امام و صاحب‌دلت یک حساب است و اینکه اذن بدهند برای زایرینشان تو زیارت نامه بخوانی دهها حساب..خوش بحال آنها که لیاقتشان، لیاقت مدام است و متصل. و بلا انقطاع توفیق خدمت در حضور حضرات عالیات علیهم السلام را دارند.

۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۴ ، ۱۱:۳۷