شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است



* ظهر داشتم تورق می کردم المیزان جزو چهارده را در پی حرفی، سخنی، تیتری که توجهم را جلب کند و حواسم را جمع!( خودم می دانم که قرائت قرآن جور دیگری‌ست و این گونه نیست، اما شما فرض کن من همان شبان داستان مثنوی م که آداب نمی دانم! گرچه عذری ندارم برای تقصیر ناتوانی هایم...)آخرهای سوره حجر یک جمله نوشته بود که میخکوبم کرد! "صفح و تفاوت آن با عفو ...

صفح را پهنا و کناره ی هرچیزی می دانند مانند صفحه صورت و . . . نیز صفح به معنای ترک مواخذه است مانند عفو و لیکن از عفو بلیغ تر و رساتر است و معنای اضافی در صفح هست که در عفو نیست به این معنا که علاوه بر این که او را عفو کردم روی خوش هم به او نشان دادم  . . . همین جور که می خواندم یادم آمد به داستان آن مرد شامی که هرچه ناسزا بلد بود به شما و پدرتان داد و شما در عوض هرچه خوبی بود به او کردید بی آنکه کلمه ای عتابش کنید.این بود همان صفح جمیلی که خداوند به آن امر کرده و شما چه نیکو عاملی بودید برای آیه به آیه ی این کتاب شریف. . . 

و دریافت این آیه مجتبوی حلاوتی در کامم ریخت که هیچ عسلی همتای آن نیست. اصلا هرچه نام شما و ذکر شما بر آن جاری بشود "احلی من العسل" است. . .


***سوره حجر.آیه 85



۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۳ ، ۰۲:۴۴