شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

سلام بر او که حتی حق "آه" کشیدنش هم غصب شد...

يكشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۱۹ ب.ظ


بسم الله


امشب که بهش زنگ زدم می گویم :صدات گرفته چی شده؟ می گوید: هیچی، شبها این موقع که میشه قلبم تیر میکشه، خم که میشم قلبم تیر میکشه، تو کی میای؟ می گویم: میام. شنبه کلاسم تموم بشه میام دیگه فرداش.. شما چرا مراقب خودت نیستی؟ می گوید: من دیگه مراقب باشم و نباشم همینه حالم .ای مادر ..... و آه می کشد. . . 

آه می کشد و می دانم که آهش از داغ است. می دانم از وقتی که این داغ آخری را دیده دیگر آخر همه حرفهایش با آه تمام می شود. فکرم پر می کشد به خانه ای که داغ دیده هایشان را نه تنها دلداری ندادند که آزار هم داده اند. حقشان را هم غصب کرده اند. تنها هم گیرشان آوردند. ازشان دوری هم می کردند. بعد از همه اینها اعتراض هم می کردند که چرا داغ دیده ی آزار دیده ی ضربه خورده آه می کشد! آدم گاهی دقیق که می شود ترس برش می دارد که نکند یک جوری بشود که نظام اخلاق و انصاف من هم همینقدر بهم بریزد؟ نکند جوری بشود که من هم همینقدر پرت و عوضی بشوم؟! پناه بر خدا از آن روز .... به این ترسها که دچار می شوم، انگار ترسهای دیگر رنگ می بازد. بس که مهیب اند...


سالهای قبل این روزها که می آمد، ایام فاطمیه را خیلی ملموس تر حس می کردم، امسال کمتر می بینم و می شنوم راجع به آن...فارغ از درست و نادرست بودن دهه فاطمیه گرفتن و به بهانه های مختلف کم و زیادش کردن، به این معتقدم که روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها گرفتن/رفتن خیلی حال و هوای متفاوتی با دیگر روضه ها دارد. نمی دانم تعبیرم چقدر رساست ولی گویی باید کمی خودمانی تر و قریب تر بهشان باشی تا راه یابی به محفل عزای حضرت مادر حضرات عالیات علیهم السلام .شاید هم این حس من باشد...


پ ن : آن اوایل که صحیفه ی فاطمیه را خریده بودم، مرتب می خواندمش اما حالاها، گاه گاهی برش می دارم و چند خطی از آن می خوانم خیلی کتاب حال خوب کنی است برای من. خصوصا از دو جهت : یکی اینکه برای اولین بار است که از زبان خود حضرت سلام الله علیها با بعد عبادی شخصیت ایشان آشنا می شوم . و دوم اینکه خیلی حیرت انگیز است ادبیات و شیوه ی برقراری ارتباط یکی از نزدیکترین ها به خدا را بخوانی و بشنوی. حال این حلاوت حیرت به نهایت می رسد اگر او حضرت فاطمه سلام الله علیها باشد... 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۱۶

نظرات (۳)

۲۸ فروردين ۹۵ ، ۰۳:۳۷ حسین (علیه السلام) آرام جانم

"صحیفه فاطمیه"

ممنون که یادآوری کردی....

 

ایام فاطمیه...میگن محرم  و صفر رزق عام است و فاطمیه رزق خاص...

 

خدا ایشالا سایه مادر عزیز رو بر سر فرزندان صالح مستدام بداره و روح پدر بزرگوار رو غریق رحمت خاصه خودش بگرداند...

عاقیت بخیر شوی ان شاءالله

پاسخ:
سلام 

ممنون از دعاهای خیلی خوبت :)
۰۴ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۳۰ ف. شریعتمداری
سلام رفیق ِ جان
هر وقت متنی از تو را میخوانم، با خودم فکر می کنم: من کجایم؟!
سوالات این دستی سر بر می آورند و.....

بعضی وقت ها دچار استرس می شوم که بخوانم!

نمیدانم چه طعمی داخلشان میکنی!

مثلا همین صحیفه فاطیمه خوانی و...

دفاع کردی؟
پاسخ:
سلام
من که متنهام مثل شما پرمغز نیست که بخواد استرس زا باشه:)

صحیفه فاطمیه واقعا برام پربرکته که تو این بی حرفی های اخیر در موردش نوشتم 
 هنوز نه دفاع نکردم رفیق جان . ان شاءالله تو سال نو 
۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۵۱ سمیرا سادات
هر قدر خواستم صبوری کنم..نشد
مادر! عجیب ماتم تو گریه آور است.
چقدر حست درباره ی صحیفه ی فاطمیه جالب بود و چقدر با این حس،حس نزدیکی کردم.
چاپ جدیدش را هم اگر دیده باشی،دعای هنگام احتضار حضرت را آورده اند که عجیب،عجیب است..
پاسخ:

سلام. این کتاب از جمله کتابهاییست که با خودم می برمش هربار که بیش از دو روز قرار باشد جایی بمانم. چاپ جدیدش را ندیده ام . دعای هنگام احتضار اسمش هم عظیم است چه برسد به خودش..کنجکاو شدم بخوانم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی