شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

و لیک به خون جگر...

شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۲۰ ب.ظ


آدمی که نه اهل بی ادبی باشد نه اهل طغیان نه اهل گله و شکایت و این قدر هم بداند که عدل خدا نیست که زندگی همه را از روی یک الگو بکشد و بداند "زندگی مثل بقیه مردم" توهمی بیش نیست، چون همه ی مردم یک جور زندگی ندارند حتی اگر قالب و غالب خیلی وقایع شان شبیه هم باشد. این قدر هم بهش ثابت شده باشد که خدای صاحب اختیارش بهترین "او" را همیشه جلوی پایش گذاشته و خودش زده خرابش کرده با موقعیت نشناسی و نابلدی و بی کفایتی ش که برای خودش حق اعتراضی هم قائل نباشد، چنین آدمی وقتی آشوب می شود و بی آرام و منفعل چه باید بکند؟! این آدم باید وقتی در برابر خدا زانو زد چه بگوید؟ چه بخواهد که کفران و ناشکری نباشد؟! چنین کسی چگونه یاد بگیرد مشق صبر کردن را؟!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۱۹

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی