شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

کربلای امسال ؛ به لطف حضرت کریم علیه السلام

چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۲، ۱۱:۰۰ ق.ظ



هش دار ؛

این که دو سال پی در پی اذن دادند تماشاگر شیدایی محبّین حضرت حسین ِ ثارالله علیه السلام باشی ، هوا برت ندارد که در " تو " خصوصیتی بوده که راهیت کرده اند ! کرامت حضرت کریم علیه السلام نا منتهاست . . . 




داستان : 

" نه !" این یعنی آخرین راه ممکن کربلای اربعین بسته شد ؛ البته با حساب و کتاب های من ! ولی عجیب این جا بود که هیچ ناراحت نبودم . انگار که کسی ، جایی اسمم را نوشته باشد و من با خیال راحت داشتم نقش جامانده ها را بازی می کردم !! همان روزی که " نه " عتبه ای ها را شنیدم راه افتادم به سمت ولایت پدری برای حضور در مراسم دهه اول هیئت روستای‌مان ! شب در اتوبوس ، عوارضی قم را که رد کردیم فاطمه پیام داد که عتبه ای ها تماس گرفتند و گفتند اسمش درامده برای کربلای اربعین .کمی نگران بود و بسیار هیجان داشت . گفتم‌ش : خوشحالم حالا که من نمی‌روم ، لااقل تو نایب الزیاره م خواهی بود . همان شب خواب دیدم در ادامه حرف هایم با فاطمه دارم بهش می‌گویم : همه کاره کربلای امام حسین علیه السلام ، امام حسن علیه السلام ه ! کربلاتو بسپار بهش و خیالت راحت باشه . . . 

بیدار که شدم ، با حضرت کریم علیه السلام قراری گذاشتم و رفتم پی زندگی با علل و عوامل طبیعی خودم! فقط گاه گاهی که یادم می‌آمد که امسال ، اربعین قراری برای کربلا رفتنم نیست ، دلم که می‌سوخت ، یاد حضرت کریم علیه السلام می افتادم و قراری که آن شب در اتوبوس گذاشته بودم . بماند که چگونه سه هفته مانده به سفر قضیه ثبت نام و هزینه سفر و رضایت مادر در دو روز حل شد و مرا باز هم راهی کردند . همه این داستان را گفتم که خودم یادم بماند که من کاره ای نبوده ام . حضرت کریم علیه السلام باز هم دست‌گیری کردند و بی جواب نگذاشتند طلب‌م را . . . 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۱۱

نظرات (۶)

انی انست ناراً..
.
.
پری.
پاسخ:
ساتیکم منها بخبر او اتیکم بشهاب قبس ....
۱۷ دی ۹۲ ، ۱۱:۲۵ tayebe ... hamsafare karbala
سلام عزیز دلم !
واقعا قلمت رو دوست دارم 
ولی چرا انقد کندی ... من هی میام سر میزنمو خبری نیست ... میخوای از عطش نوشته هات بمیریم؟؟؟

پاسخ:
سلام عزیزم.خوش اومدی .چشم .سعی میکنم سریع تر بنویسم . تو لطف داری عزیزم....
۱۴ دی ۹۲ ، ۲۲:۰۹ سیده هاجر
سلام فضای گیرایی دارید
پاسخ:
سلام . ممنونم . خوش آمدی :)
خیلی ممنون. خیلی پست خوبی بود
من شما را نمی شناسم! هیچ چیز راجع به شما و بلاگتان نمی دانم....اما....از شدت اشک نمی توانم تایپ کنم....
این پست بی نظیر بود.... در اوج سادگی بسیار موثر و ...... نمی دانم چه بگویم... میشود برای من هم دعا کنید...به حق همان کریمی که جوابتان را داد. از او بخواهید برای یک بینوایی در یک گوشه از دنیا دعا کنند و شفیع شوند...
پاسخ:

سلام . خوش آمدید . :) 

ان شاءالله حضرت کریم علیه السلام دست‌گیر همه‌مان شوند . . . 
۱۱ دی ۹۲ ، ۲۳:۴۳ هاااااااتف

های سارا

...

می دونی این روزا چه وضعی دارم؟......

باهام حرف بزن

خیلی خیلی احتیاج دارم

 

پاسخ:
چشم:)
۱۱ دی ۹۲ ، ۲۳:۴۲ هاااااااتف

برای من اصلن این هش دار صادق نیست

چن اساسا فکر می کنم اشتباهی ام!

فکر می کنم بخاطر یک چیزهای دیگری ست که می برندم!مثلا اینکه کمک کسی باشم توی سفر.در همین حد!

ولی به خاطر این لطف عظیم مشعوفم

پاسخ:

خدا رو شکر که تو در معرض "هوا برداشته گی" نیستی.. من به این هش دار ها ولی خیلی محتاجم!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی