شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

سخت تر می‌شود وقتی تصورش کمی آسان تر شود!

چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۲۷ ق.ظ



یک روضه هایی هستند 

که نمی‌شود زیاد گوش داد 

 حق‌شان ادا نمی‌شود 

 یکی‌شان 

روضه‌ی دختر سه ساله‌ی اسیر . . . 

دل بدهی 

تا یک جاهایی می‌بردت

 که نفست را بند می‌آورد

آن‌جا که

از گریه هم دیگر کاری ساخته نیست 

ضجه لازم می‌شوی . . . 

 به خصوص 

اگر تصورش برایت کمی ملموس هم شده باشد 

تجربه اش کرده باشی 

حتی چندین درجه خفیف تر!

مثلا 

یتیمی‌ش را 

یا پای پیاده آواره‌ی بیابان شدنش را 

گرچه 

مثلا شروع یتیمی تو 

میان قوم و خویشانی بود 

که تا اربعین پدر تنهایت نگذاشتند 

و او میان دشمنان پدرش 

اصلا به اربعین نرسید . . . 


آواره شدن تو کجا 

و آواره شدن او . . . . . 



پ ن : نام گروه پیاده‌مان - نجف تا کربلا - به نام نامی حضرت رقیه ( سلام الله علیها) بود . 

امشب برای اولین بار بعد کربلا 

متوسل شدم به حضرتش 

شاید برای گدایی 

کربلای دیگری

 اربعین 

پای پیاده . . .



* برای تویی که از من دلگیر شدی وقتی گفتم روضه‌ی حضرت سه ساله را مکشوف نخوان! ان شاء الله یک کربلای اربعین هم روزی ‌تو . . . 



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۴/۲۶

نظرات (۳)

کاش اینبار من هم همسفرتون بشم...

پاسخ:
ان شاء الله که قسمت هردومون بشه . . .
:)
آه....

...

من که روی خواستن ندارم....

*
اگر دلت بود به هیات بگو
پست بذار
من در اطلاع رسانی کمک می کنم

و خیمه حسین
حتی مجازی اش خالی نمیماند....

...

پاسخ:
سلام 

هفته ی پیش هم یک شنبه شب اومدی گفتی بیا هیئت بگیر ...
دلم که . . . از خدامه . ان شاء الله . خبرت میکنم . ممنونم :)


منم روی خواستن نیمه شعبانو نداشتم . از کفم رفت . . . :(

ان شاء الله که اربعین هم سفر بشیم .

۲۶ تیر ۹۲ ، ۲۲:۱۷ عشق بازی با خدا
هوالعشق

سلام؛
نگو که دلم بدجور گرفت. یادم رفته بود که اسم گروه ما حضرت رقیه بود.
چند بار گم کردیم. گرسنه ماندیم. گریه کردیم. پاهایمان تاول زده ووو .... درست مثل حضرت رقیه (س)
انشالله می رویم. حتی اگر هم شده از اینجا تا کربلا با پیاده می رویم.
راستی خواهر جان اخر نه ادرس وبلاگتان را می گذارید توی نظر وبلاگم نه عمومی. پس من چگونه جواب بدهم!
مرا خیلی خیلی دعا کنید که واقعا نیاز دارم.
یا مهدی
پاسخ:
سلام . چشم این بار آدرس هم میذارم .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی