شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

_ : یه چیز بگو تازه بشم .

_ : کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد 

این روزا دل و دماغ ندارم . . . 

_ : چیز خاصی شده یا ازون رخوت‌های فلسفیه؟ بگو به خدا سبک می‌شی 

_ : چند وقت پیش یه سفر رفتم هند ، یه فیل آوردم . حالا فیل‌م یاد هندوستان کرده . . . 

_ : عشقیه ؟! :دی 

_ : نه ازون عشقا ! کربلا رو میگم .

_ : آهان معنویه ! این همه پیچیدگی برای بسیط الذهنی مثل من شکنجه ست . واضح و متمایز بگو 

_ : نفرما بانو! :) یه کششی[بعد از کربلا] علاوه شده به علایق قبلی ...

_ : هیچ وقت این عشق به این چیزا رو درست نفهمیدم ولی الان هنوزم احساس می‌کنم تو داری یه چیز دیگه‌ای میگی که همین‌قدرم که فکر می‌کنم فهمیده‌م ، در واقع نفهمیدم و نگرفته‌م 

_ : :) منم نمی‌دونم آیا این چیزا قابل توضیح و انتقال هست یا نه ! یه وقتی فکر می‌کردم هست ولی حالا تردید دارم . به نظرم برای فهمش راهی جز تجربه‌ش وجود نداره 

_ : آره .آخه در تعریف تجربه دینی یه ویژگی رو همه فیلسوفای دین توافق دارن : غیر قابل انتقال بودن . الان دقیقا دلت چی میخواد ؟ 

_ : دلم می‌خواد باز برم . نه! دلم می‌خواست همین الان اون‌جا بودم . . . 


* ام‌شب ، دوشنبه شب هشتم شعبان ، دلم عجیب هوای غروب ورود به شهر کربلا رو کرده  ، نماز مغرب و عشا در موکب متروک بی در و پیکر ، گم شدن و پیدا شدن تسبیح عقیق یادگار پدر ، فشردن مهر تربت در دست ، عبور از میان هیئت‌های عزای اطراف حرم ،اولین دیدار گنبد حضرت ساقی (علیه السلام ) ، پیدا کردن حسینیه در خیابان علقمه ، از خسته‌گی از حال رفتن شب اربعین  . . . این شب‌ها که رفیقان اربعینی راهی کربلا شده‌اند ، دل بیشتر بی‌قراری می‌کند . . . 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۳/۲۸

نظرات (۱۲)

نظرت چیه که دوشنبه تو وبلاگت هیات بگیریم؟
پاسخ:
سلام . چی بهتر ازاین؟ منتها این وبلاگ تعداد خواننده هاش انگشت شماره . من این جا دوست مجازی زیادی ندارم .:(
۲۱ تیر ۹۲ ، ۰۲:۰۴ عشق بازی با خدا
هوالعشق

سلام؛
بالاخره خاطره ی کربلا را نوشتم البته هنوز اولشه. سعی می کنم که تند تند بنویسم تا برسم به روز اربعین در کربلا. عذر می خواهم بخاطر جمله هایم. جمله هایم اونقدر هم قوی نیست. ولی می نویسم...
بیایید خوشحال می شوم.
یا مهدی
پاسخ:
به سلام فاطمه جان . چشم حتما میام . :)
ممنونم رفقیم
ممنونم که هستی....

خدا برات جبران کنه
پاسخ:
:)
بعد سفر...
هنوز چادرم بوی حرم سقا را میداد یکی از قول ها را شکستم
...
میدانی رفیق
نیاز دارم به حرف هات
...
بگو...
و
حس می کنم برایم از سفر
هیچ نمانده جز تاول های پا
پر از ابرم
این ها که نوشتم مال راه بود
الان ننوشتم
...
پاسخ:
بعد سفر . . . 

اولین چیزی که بهت میدن ، شوق دیدار دوباره س . و خیلی چیزای دیگه 

قشنگ معلومه این حرفهای منقطع پر از بهت و بغض مال یک خیال فارغ نیست . همون وقت که خوندم فهمیدم سوغات همان روزهاست . . . :)
وقتی رسیدم به عمود 1250
وقتی پنبه ها را لای انگشت های پام میگذاشتم
وقتی اسم منتظرون را میدیدم
وقتی بچه ها از اربعینشان می گفتند
بیادت بودم
...

پاسخ:
چه سعادتی . . . که کسی درست در همان بهشتی که تو از آن هبوط کرده ای به یادت بوده باشد . ممنونم رفیق کربلایی .:)
ان شاءالله روزی مکرر . کربلا رفته بی قرار حضور دوباره و چند باره است . . .
۱۶ تیر ۹۲ ، ۰۱:۵۲ عشق بازی با خدا
خواهر جان شما را تحسین می کنم اینکه فاصله شما تا کربلا خیلی دور است اما قلبتان پیش کربلاست. دعا می کنم که همیشه این حس را داشته باشید.

پاسخ:
سلام عکاس جان . ممنونم . تو لطف داری :)
۱۶ تیر ۹۲ ، ۰۱:۳۶ عشق بازی با خدا
هوالحکیم

سلام همسفر خوب من؛
خیلی خوش امدید. من هم همینطور حسابی دلم برایتان تنگ شد. شاید خاطره ی کربلا را می نویسم اگر دلم به نوشتن رفت!
به قول "راجعون" نوشتن از کربلا وقتی دلت کربلایی نیست خیلی سخت است.
مدتهاست که بقیه خاطره ی کربلا را رها کردم زیرا واقعا سخت است. ولی سعی ام را می کنم که از خودم بنویسم ...
باز هم بیایید خواهر جان.
التماس دعا
یا مهدی
پاسخ:
سلام عکاس . :)
۱۱ تیر ۹۲ ، ۲۲:۰۷ عشق بازی با خدا (عکاس!)
هوالحکیم

سلام دوست خوبم؛ بلاخره وبلاگ جدید را ساختم. خوشحال می شوم که سر بزنید.
التماس دعا
یا مهدی
پاسخ:
سلام . به به . مبارکه . چشم حتما میام . . . :)

http://www.velayattv.com/fa/page.php?bank=archive&id=1478

 

http://s3.picofile.com/file/7684668167/%D8%B3%D9

 

http://s3.picofile.com/file/7684698816/%D8%B3%D9

 

 

سلام اینو دیدی قبلا؟فک کنم خودم بهت آدرسشو دادم قبلا ترها؟

پاسخ:
سلام. نه والا ندیده بودم . ممنونم .
عشق به کربلاازبین نمیرود...
فقط ازشکلی به شکل دیگر...
اززمانی به زمان دیگر...
ازاشک به آه...
ازآه به دعا...
از...
تبدیل میشود...
+دل خسته ای،میدانم بانو...
پاسخ:
عشق به کربلا بعد کربلا رنگ دیگری می گیرد . . . 
حتی "آه" هایش هم . . . عمیق تر !

دلی که هوای پریدن دارد و به دیوارهای قفس می خورد هم خسته ست هم خونین . . .
هر دم ز شوق حلقه ی زنجیر زلف او
دیوانه می شود دل آشفته رای ما
بر کوه اگر گذر کند این آه آتشین
بی شک بسوزدش دل سنگین برای ما...
نه که نیایمو نخوانم
می آیمو می خوانم
...در همان یکذره وقت هایی که به فضای مجازی وصلم!
خوش بحال آنها
و خوش بحال دلت
پاسخ:

ممنونم که می آیی . . . :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی