شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

شب‌های جمعه می‌گیرم هواتو

جمعه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۲، ۰۴:۲۸ ق.ظ


شب جمعه 

شام اربعین 

کربلا 

دعای کمیل ؛ 


زمزمه‌ی همین چهار کلمه کافی‌ست

تا ولوله‌ی آن شب دوباره زنده شود ! 

روضه‌ی حضرت کریم و حضرت ساقی (علیهما السلام ) 

 هق هق بعد از دعا

سرهای روی زانو مانده 

چادرهای روی صورت کشیده

آن شب "غریب " را تداعی می‌کند 

لیلة الدفن حضرت مادر - سلام الله علیها - 

شب آغاز غربت علی (علیهالسلام)


دلت ازکربلا پر می‌کشد به بقیع - هنوزندیده‌ی- مدینه 

شب جمعه 

شام اربعین 

کربلا 

دعای کمیل 

رمقی نمانده برایت که برخیزی و تا حرم خودت را بکشانی

اما

 یک کربلاست و یک شب جمعه 

یک شب جمعه و یک مادر 

ادب نیست مادر بیاید و تو نروی

آن هم بعد ازاین همه راه

بعد ازاین‌همه انتظار 

 آن هم شام اربعین 

برخیز شهاب!


نیمه شب گذشته 

راه می‌افتی سمت حرم 

تنها 

درهای حرم حضرت ساقی (علیه السلام) را برای بانوان گشوده اند 

به زیارت می‌روی 

و کیف زُرت الساقی العطاشا؟ 

بماند . . . 

بعد از  زیارت

روانه ی میعادگاه حضرت معبود و حضرت معشوق ( علیه السلام) شده ای 

گوشه ای از صحن زانو می‌زنی 

حرم سرخ است و سیاه 

خیره به خیل محبّین 

در خودت فرو می‌روی 

شهابِ یکپارچه تماشا 

به حضور فکر می‌کنی

به حضور انبیاء و اولیاء 

حضور حضرت رحمت (صلی الله علیه و آله ) 

حضرت مولا (علیه السلام) 

حضرت بانو (سلام الله علیها ) 

حضرت کریم (علیه السلام) 

و حضرت عشق ( علیه السلام) 

نمی‌توانی دریابی این فکرها چه معنی می‌دهد!

در نهایت درماندگی 

تلاش می‌کنی طاقت بیاوری

 این فضا را 

اما 

بیش ازین نمی‌توانی 

ناتوانی درک این عظمت

گلویت را سخت می‌فشارد 

نفست تنگ شده 

توان ماندن نداری 

می‌آیی جلوی درب خروجی 

رو به حرم 

می‌ایستی : 

حضرت بانو (علیک السلام) 

خدمت رسیدم برای عرض ادب 

 شما بودید 

من اما . . .  . . .  . . . . . . . . .

 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . 

. . . . . . . . . . . . 

. . . . . . . . .

. . . . . . . . . .  . . . . . . . . . . . . . .


هوای بین الحرمین به صورتم می‌خورد . . . 


برای عاجزی چون من 

که در میان نفس ملائک ، نفس کم آورده ام 

 همین هوا شفابخش است . . . 

هروله می‌کنم این فاصله‌ی مقدس را 

بارها و بارها . . . 

این نفس زدن‌ها 

برای سینه‌ی تنگم خوب است 

خودم می‌دانم 

گره گشای بغض‌های ناگشوده‌ی دلم . . . 

کاش شب جمعه‌ای بیاید و کربلایی 

و طاقت زیارتی 

آخر بانوی بی حرم _ سلام الله علیها _ 

شب‌های جمعه حرم دارد 

حرم حسین ( علیه السلام) .




+ این دل تنگ‌م عقده‌ها دارد                                 گوییا میل کربلا دارد . . . 


پ ن : این پست با خستگی نه با کیف خستگی آن شب جمعه ی کربلا ، ولی با کمّ نظیر آن نوشته شد . به عشق حضرت بانو - سلام الله علیها - و دردانه‌ی بی کفنش (علیه السلام) . . . 



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۱/۲۳

نظرات (۱)

شبهای جمعه می گیرم هواتو..........

این شاید غم خیلی ها باشد

حرف خیلی ها

که دیده و ندیده عاشقند

یا چشیده اند که طعم کمیل

در کربلا چه مزه ای دارد

پاسخ:
. . . 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی