شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

دامن کشانم می‏برد . . .

چهارشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۱، ۰۳:۳۳ ق.ظ

گاهی تو عهد می‏بندی 

گاهی او می‏کشاندت 

عهدهای تو به اندازه‏‏ی توان توست 

اما وقتی او می‏کشاندت 

یعنی به جایی رسیده ای که از توان تو و طلبت خارج است 

تو هیچ کاره ای 

او می‏خواهد بروی 

او می‏بردت 

و تو مبهوت به حکمت رفتنت می اندیشی 

و هرچه بیشتر تلاش می‏کنی کمتر در می‏یابی . . . 

بیهوده تقلا نکن!

او خواسته که بروی 

پس برو . . . 


حکایت من و آوارگی‏ام در روزهای اول محرّم 

این که مهمان باشم در همان روزها که حضرت عشق مهمان کربلا شده 

این که آواره باشم در روزهای آوارگی کاروان بلا 

این که وقتی دو دل می‏شوم برای رفتن و از "او" می‏پرسم :در رفتنم خیری هست ؟

 در جوابم می‏گوید :

 یوم تری المومنین و المومنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمنهم بشراکم الیوم جنّت تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ذلک هو الفوز العظیم . . .  

و پایینش می‏نویسد: از این بهتر نمی‏شود .با توکل به خدا حتما انجام دهید .

حکایت همان کشاندن اوست !

همین که هیچ کدام این ها به خواست و اراده من نبوده 

همین که بعد چندسال تازه متوجه این گونه رفتنم شده ام . . . 

یعنی اوست که دستم را گرفته و می‏برد 

 هرجا که بخواهد  

هرجا که "باید"م آن‏جاست . . .

توکلت علی ال"او " . . .


+2

نظرات (۲)

سلام به طالب...
خوشابحالت....
خیلی خوشحالم که اینجا هستی...
۲۴ آبان ۹۱ ، ۱۷:۱۶ النجم‌الثاقب
امشب آن حسینیه که گفتم علم می‌شود...یادت که هست شهاب...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی