شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

پروانه‌وار گرد وجود تو می‌پرم *** تا شعله‌ای ز آتش عشقت عطا کنی

شهاب قبس

حسین - علیه السلام -
در میان گودال
" شهاب قبس" شد
برای ما
مضطرّانِ در راه مانده
برای دنیای تاریک‏مان

[ مصباح الهدی ]

می‏شنوی؟
از میان نوری سرخ
ما را فرا می‏خواند :
هل من ناصر . . . ؟
و کربلا
همان وادی مقدّس است
فاخلع نعلیک!
اگر عزم آن دیار داری . . .

حواسم نبود. . .

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۱۲:۳۱ ق.ظ

گاهی چیزی را میدانم اما حواسم نیست . . .

گرفتار که میشوم ، در تنگنا که می افتم ، طاقتم که طاق میشود خدا را صدا میزنم .

نذر میکنم ، عهد میبندم ، قول میدهم ...

- خدایا ؛ این گرفتاری تمام بشود ، دیگر میدانم چه کنم . همین یک حاجت را براورده کن اگر من آدم نشدم ...

همین جور قول و قرار میگذارم و وعده می دهم . . .



کتاب را باز که می کنم انگار کن خون را در رگ هایم منجمد کرده باشند همین جور خشک می شوم . اولین جمله اش را که میگوید جا دارد تمام عمر دهانم را ببندم از وعده ها و عهدهایی که فقط همان روزها بیاد داشتمشان ...

هو معکم اینما کنتم ...(حدید 4)

جا دارد دهانم را ببندم .برای تمام عمر . . .


نظرات (۱)

۲۰ خرداد ۹۱ ، ۰۵:۰۱ نجم الثاقب
انت معنا، نحن...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی